خرید بک لینک
(شو) ولو بودم رو مبل و داشتم اهنگ می گوشیدم که یهو یکی نشست روم! - خوابم برادرم،نمردم که سوبارو:داری با زندگی اون دختر چیکار میکنی شو؟ خیلی وقت بود اسممو از زبونش نشنیده بودم.اصن تا حالا فک نکنم گفته بود - منظور؟ سوبارو:الان رفیقش اومده در اتاق یقه میگیره میگه جفتک نندازین تو زندگی دیمون - دیمون؟؟؟!

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 16:49

شبیه بغض گلوگیر، در بهانه ی تلخ

تب و تباهی و حس قریب تنهایی

عجب ضیافت شومی در این شبانه ی تلخ“

چقدر حس بدی است حس تنهایی”

دوباره زمزمه ی زیر لب، ترانه ی تلخ

کبوتری که جدا مانده از جفتش

چگونه پر بزند رو به آشیانه ی تلخ؟

قلم به دست من هر شب به گریه می گوید:

چرا دوباره شروعِ شعرِ عاشقانه ی تلخ؟

تمام قصه همین بود: اینکه تو بروی

ومن به انتظار تو خیره، به بی کرانه ی تلخ

احسان نصری
با
[ دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ ] [ lunatic subaru ] [ ]

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چهمثل یک ماهوارۀ تنها ،گم شدن در مدار یعنی چهحمله ی لشکر غزل دیدی؟ امشب از حس شعر لبریزمغرق آرامشی نمی فهمی ، لحظۀ انفجار یعنی چهمی روی سمت یک فراموشی ، چمدانی گرفته دستت راشاعری بی قرار می فهمد ، سوتِ تلخِ قطار یعنی چهدل من را زدی به دریاها، این دلی که ند

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

تمومش می کنم اینبار نه درکم کن نه آروممفقط حرفی بزن با من گل کم حرف و معصومم نگو دل کندن آسونه نه می تونم نه می تونیدارم می رم به جایی که نه می دونم نه می دونی چشام می سوزه از گریه منو دریاب داغونمدلیل این جدایی رو نه می دونی نه می دونم نه بی یارم همیشه من نه قلب مهربون تودیگه باید برم عشقم یا با تو

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چهمثل یک ماهوارۀ تنها ،گم شدن در مدار یعنی چهحمله ی لشکر غزل دیدی؟ امشب از حس شعر لبریزمغرق آرامشی نمی فهمی ، لحظۀ انفجار یعنی چهمی روی سمت یک فراموشی ، چمدانی گرفته دستت راشاعری بی قرار می فهمد ، سوتِ تلخِ قطار یعنی چهدل من را زدی به دریاها، این دلی که ند

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

من عاشقت بودم ولی روح تو بی احساس بودراحت بریدی قلبمو جنس تو از الماس بود ناز نگات با چشم من یه لحظه هم بازی نشدحتی یه لحظه هم چشم تو به دیدنم راضی نشد چیزی نخواستم از تو جز این که فقط درکم کنیشاید تو هم عاشق بشی تنهاییامو کم کنی نه گوشه ذهنت گمم نه حتی تو یه آلبوممبازیچه تقدیرمو انگشت نمای مردمم بس

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

(؟) روی نرده ها نشسته بودم و پاهامو تاب میدادم اون پایین اسکلا داشتن دعوا میکردن جِی:صد هزار مرتبه بهتون گفتم ما طویله باز نکردیم که هر خری رو راه بدیم رِن:تو طویله که خر نگه نمیدارن،خر مال آخوره - آخور مال اسبه ها! جی:تو یکی حرف نزن که الاغ مورد نظر خودتی - الاغ مورد نظر در دسترس نمی باشد.لطفا بعدا

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

فرشته اومدی از دور ، چطوره حال و احوالت یه کم تن خسته راهی غباره رو پر و بالت فرشته اومدی از دور ، ببین از شوق تابیدم میدونستم میای حالا تو رو من خواب میدیدم چه خوبه اومدی پیشم تو هستی این یه تسکینه چقد آرامشت خوبه چقد حرفات شیرینه فرشته آسمون انگار خلاصست تو دو تا بالت تو میگی آخرش یک شب م

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

تو نیستی و من از خودم بی خودم تو نیستی و بی تو دیوونه شدم همش با خودم از تو حرف میزنم تو نیستی به دیوار برف میزنم هوایی شده باز دلم بی هوا ،حالم خنده داره واسه آدمـــا زمستونه دستای من یخ زده ، تو نیستی و بدجور حالم بده زمستونه و برف و بارونه و زمستوونه و یه خیابونه و زمستونه و غم فراوونه و زمستون

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

نمی خوام به من حسی پیدا کنی خودمم دارم از خودم میبرم نمی خوام بینی که عادت شده تو نیستی و دائم زمین میخورم نگاه کن به آوازه ی این سکوت نمی خوام تو رو حرف مردم کنم تو زیباترین اشتباه منی نباید تو رو با خودم گم کنم نگاه کن به آوازه ی این سکوت نمی خوام تو رو حرف مردم کنم تو زیباترین اشتباه منی نباید ت

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

(روکی) - ستوان اکازاوا،میتونم بپرسم دقیقا چرا سر خود رفتین سر وقت این پسره؟ اکازاوا:خب...راستش،میدونین در واقع... هوار زدم:در واقع چی؟چی قراره بشنوم جز شرح بی عرضگی و ناشیگری تو؟؟؟؟؟ سرشو انداخت پایین.داشت گریه ش میگرفت بدبخت! - حالا هم برو و اون رئیس گور به گوری اقلیتو بیار(هلن گومن:-) ) زود رفت ت

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

بی انصاف (مجید خراطها) ♫♫ اگر....غمهاتو از یادت نبردمولیکن...پا به پاهات غصه خوردماگر....به قول تو هیچی نداشتمواست از مهربونی کم نذاشتماگر...................واسه تو دلگرمی نبودمولی در حق سرگرمی کم بودمبی انصافی نکن تغیر کردیمنو از زنده بودن سیر کردیولی باز به تو حس خاص دارمعزیزم خوب منم احساس

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 23:54

ناراحتت کردم دم رفتن خواستم که ناامید بشی از من این عادلانه نیست می دونم ازم نپرس چطور می تونم یه کم واست لازمه بی رحمیدلیلشُ حالا نمی فهمیبه بغض وادارم نکن انقداین گریه ها باشه برای بعد تو قلب من یه امپراطورهتسلیم میشه چون که مجبورهبرو نباید مال من باشیخواهش نکردم این یه دستوره نفرین به این وجدان ب

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 23:54

سلام

به نظرتون آواز قو رو تو این وب ادامه بدم یا نه؟

نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:47 توسط subaru|

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 23:54

تو دلواپسی چشات اشکیه نمیشه بگی دلیلش چیه خستگیارو از این خسته بگیر چی میدونی از غمه تو دله تنگه عقاب اسیر که از دور باید نگاهت کنه گریه کنه دله سیر یه نگاه تو برام خاطره شده خاطره من جمع ِ به خدا دله منم معنیه تو و عشقتو میفهمه تو اتاق خودمم فکر توامو حالمو میدونی تو که میدونی فقط چی میکشه این عاشق

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 23:54

تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چهمثل یک ماهوارۀ تنها ،گم شدن در مدار یعنی چهحمله ی لشکر غزل دیدی؟ امشب از حس شعر لبریزمغرق آرامشی نمی فهمی ، لحظۀ انفجار یعنی چهمی روی سمت یک فراموشی ، چمدانی گرفته دستت راشاعری بی قرار می فهمد ، سوتِ تلخِ قطار یعنی چهدل من را زدی به دریاها، این دلی که ند

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 23:54

اومدم اواز قو رو بذارم نمیدونم بلاگفا چه مرگش شد به هر حال نتونستم ولی به زودی میذارم نتم رو به اتمامه،کمتر میام گفتم که نگران نشین فعلا نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:58 توسط subaru|

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 23:54

عنوان خاصی نداره فقط اومدم بگم سعی میکنم بیام هلن جان شمام میتونی نظرای یکی دو پست اول(یادم نیس کدوم)رو ببینی تا به حرف من برسی ذلگیر نشو زن داداش اینو با یه هلن شاد بخون فعلا بای نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:48 توسط subaru|

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 23:54

امروز تولد یه موجود خاص مهربون با جنبه شوخ طبع و خیلی خیلی دل سوزه شینوا-سان عزیزم، لایتو فدات شه به حق پنج تن (-: تولدت مبارک دوست خیلی خوبم بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 23:54

صفحه بندی